شاید پشمات بریزه از اینکه این همه تغییر کردم. بهتر شدم. ولی احتمالا خوشحال نشی. شاید حتی عصبی شی. چون الان تقریبا اون‌جاییم که تو می‌خواستی اون موقع باشم. شاید بگی چطور الان می‌تونی این کارارو بکنی اون موقع نمی‌تونستی؟ ولی باید بدونی که تو باعث شدی انقدر تغییر کنم. ینی تو شروعش کردی. تو باعث شدی. گفتی «دوست پسرت باید خیلی ازم ممنون باشه». اره راست می‌گی. ارهههههه. دلیل بهتر شدنم تویی. تو زندگیمو عوض کردی. شاید خودم ادامه‌ش دادم. شاید بعدش تلاشای خودم بود که تا اینجا پیش اومدم. ولی تو مجبورم کردی شروعش کنم. توووو. تووووووو. توووی لعنتی. هیچوقت جات برام کمرنگ نمی‌شه. هنوز اسمت میاد قلبم تیکه تیکه می‌شه. امشب باز بحثت شد. خودمو عادی نشون می‌دم. ولی الان تو تاریکی دارم زار می‌زنم. بازم وقتی حرفت می‌شه فقط ازت خوب می‌گم. شاید انقدرم که من می‌گم خوب نباشی. ولی برا من مقدسی. تو برام بُت بودی. عشقم بهت منطق نداشت. هنوزم نداره. عاشقت نیستم ولی ارزشت برام کمتر نشده که بیشترم شده. امیدوارم تو هم ازم خاطرات خوب داشته باشی. کینه و ناراحتی نداشته باشی. منو ببخشی که سراغت رو نمی‌گیرم با اینکه از خدامه. نمی‌تونم. نمی‌تونم. حتی نمی‌تونم با دوستای مشترکمون تایم بگذرونم. چون من فقط بخاطر تو توی اون اکیپ بودم. نه هیچکس دیگه. اگه الان بخوام باهاشون ارتباط داشته باشم باید هرروز راجب تو بشنوم. و نمی‌تونم. همین چند روز دو بار راجبت شنیدم و قلبم دووم نیاورد. چرا انقدر دوستت داشتم؟ چرا انقدر دوستت دارم؟

+هرچی بیشتر فکر کنی هنوز تو رابطه‌ام برای جفتمون بهتره. می‌شه بدت نیاد ازم؟ می‌شه متنفر نباشی ازم؟ می‌شه تو ذهنت آدم خوبی باشم؟

++دوستت پرسید چی شد کات کردین؟ منی که با لبخند گفتم نشد که بشه. ولی درامایی نبود، صلح‌آمیز جدا شدیم. واقعا هم درامایی نبود. ولی من پاره شدم و اون لحظه که داشتم این جمله هارو در جواب می‌گفتم هم داشتم از درون پاره می‌شدم و خودمو خیلی خونسرد نشون می‌دادم. وای که هیچکی نمی‌دونه چه آتیشی تو وجودمه. حتی خودت.

+++این همه نوشتم یادم رفت جمله‌ای که بخاطرش اومدم الان این پست رو نوشتم رو بنویسم: شاید منو تو مصداق right person, wrong time بودیم. شاید اگه مثلا الان باهات آشنا می‌شدم همه چی فرق داشت. ولی از طرفی اگه اون موقع باهات آشنا نمی‌شدم شاید هنوزم تو همون لجن گرفتار بودم. واسه همین نمی‌دونم. نمی‌دونم.