ای تف

من رو خوش‌بویی حساسم، همیشه باید بوی خوب بدم، بوی تمیزی، بوی ادکلن مورد علاقم. این همه بهداشت شخصی رعایت می‌کنم، کلی روتین مو و کوفت و زهرمار که موهام خوشگل و خوشبو باشه همیشه. پامو می‌ذارم بیرون چند ساعت بر می‌گردم خونه، می‌بینم موهام بو سگ دوده و آلودگی شهر گرفته. 😒

تاحالا ندیده بودم پسره بیاد بگه منتظر اسنپین؟ بعد اصرار کنه که من موتوریم بذارین با موتور برسونمتون. با موتور مسافرکشی می‌کنن؟ چقدر من بچه خونگیم که عجیبه این چیزا برام.

خدایا شکرت، تا همینجاشم خیلی کمکم کردی. من ناشکری نمی‌کنم. این تجربه تلخ و ترسناکیه که دارم برای اولین بار تو عمرم می‌گذرونم، اونم وقتی کاملا تنهام، ولی همونطور که گفتم «می‌گذرونم». اینم تموم می‌شه. اینم خاطره می‌شه. اینم درس می‌شه. خدایا نذار خریت کنم. خدایا منو از گاو بودن در بیار، قوی‌م کن. من از پسش بر میام. می‌دونم تنهام نمی‌ذاری.

همیشه پشیمونی کسی که بد رفتاری کرد باهامو دیدم. این یکی هم می‌بینم.

تو هم لفظ نیا، دیدم لاوِتو...

+نمونه بارز gaslight رو امروز ازت دیدم. چقدر فشار میاد بهم که هم من می‌دونم هم تو که حق با منه، دارم حرف منطقی می‌زنم و درخواست منطقی دارم ازت ولی هردفعه با داد و بیداد و مغلطه کردن می‌پیچونی قضیه رو و تهشم منو مقصر جلوه می‌دی. بعضیاتون اونایی که لا پاتونه فقط دکوریه، کاش واقعا مرد بودین. کاش خا*یه داشتین.

++منتظر کارما باش

خیلی گرمهههههه بیرون. اسنپ هم کولر روشن نمی‌کنه. یزیییییییییدددد. دارم ذوب می‌شم.

شاید ببخشم، ولی یادم نمی‌ره

امروز روز سختیه برام، و یادم نمی‌ره که نیستی کنارم. همینطور یادم نمی‌ره چجوری موقعیت اینو داشتی که استرسمو کم کنی ولی این کارو نکردی. شایدم دروغ بوده حرفت، دو تا حالت داره، یا من برات مهم نبودم، یا دروغ گفتی، که هردوش بده. پس در هر صورت متاسفم برات.

تایپ

هیچوقت قد پارتنرم برام مهم نبوده، درسته همیشه دخترا پسر قد بلند دوست دارن، ولی آدم نمی‌تونه انتخاب کنه از کی خوشش میاد، قد بلند فقط یه آپشن ایده‌آل رو کاغذه. من رو کسایی کراش زدم که از خودم پنج سانت بلندتر بودن. ولی خب همیشه دلم می‌خواست احساس کوچیک بودن کنم، چون کوتاه نیستم و کل عمرم از اینکه قدم کوتاه نیست ناراحت بودم (الان دیگه اونجوری فکر نمی‌کنم و قدمو دوست دارم)، قدم نسبت به دخترای دیگه می‌شه گفت بلنده. ولی بازم می‌گم هیچوقت خیلی برام مهم نبوده قد پارتنرم. امممممما از وقتی رفتم تو رابطه با این شخص جدید، خیلی تو چشممه قدش. اولین باره با یکی می‌رم تو رابطه که واقعا قد بلنده. بلنننند. درخت. دو متره. 💀 تو دیت اول می‌خواست سربه‌سرم بذاره مثل بچه ها از رو زمین بلندم کرد. 💀 الان که دقت می‌کنم خیلی آپشن جذابیه. قشنگ اون حس کوچیک بودنی که همیشه دنبالش بودمو بهم می‌ده. احساس می‌کنم اگه یه درصد این رابطه تموم شه یکم قد پارتنر برام مهم می‌شه از این به بعد. ☹️ اه. لعنت بهت.

الان مثلا خیلی دارین صواب می‌کنین؟

اصلا هیچ کاری به دین و مذهب و اعتقادات مردم ندارم. هرکسی حقشه به هرچی دوست داره اعتقاد داشته باشه تا وقتی به بقیه آزاری نرسونه. ولی خب یکم عجیب نیست ساعت 11 شب دسته از کوچه پس کوچه‌ها رد کنین با صدای وحشتناک بلند جوری که با وجود بسته بودن پنجره‌ها حس کنم تو فاصله دو سانتی گوشم دارن طبل می‌زنن؟ برا خودم نمی‌گم اصن. ینی تو این کوچه‌های کاملا مسکونی، ملت مریض ندارن؟ چپشونه اینا؟

تحقیر رو تو لحنشون حس می‌کنم. ولی برام مهم نیست. ترجیح می‌دم کاری که انجام می‌دمو دوست داشته باشم تا نگران این باشم بقیه راجبم چی فکر می‌کنن و بخاطر حرف مردم کاری انجام بدم که برام هیچ لذتی نداره.

مربی بدنسازی درست حسابی می‌خوام

body recomposition کسی بلده؟ میترسم وزن اضافه کنم در صورتی که کلی جا دارم واسه اضافه کردن، از اون طرف هم می‌ترسم لاغرتر شم، مخصوصا صورتم، هدفم اینه آروم چربی اضافه بسوزونم، شکم خط دار میخوام ولی خط نرم، از شکم six pack برای دخترا خوشم نمیاد، و عضله پایین تنه بسازم. قد 170، وزن 56 چقدر کالری در روز بخورم برای body recomposition (عضله سازی و چربی سوزی همزمان)؟ هر macro calculator ـی که استفاده می‌کنم یه چیز می‌گه. یکی می‌گه 2100، 2300، یکی هم میگه 1800. خب اینا خیلی فرقشونه! کدوم درسته؟؟ درصد کربوهیدرات، پروتئین و چربی چقدر باشه؟ 40%، 35%، 25% اوکیه؟؟؟ کمکککک.

سندروم

پسرای محترم، چرا اینجوری‌این؟ چرا یه کاریو می‌گین انجام می‌دین که کسی هم ازتون نخواسته ولی انجامش نمی‌دین. ینی هیچی نگین سنگین تر نیستین؟ تا وقتی کسی ازتون چیزی نخواسته، چرا رو هوا حرف می‌زنین؟ یا مثلا می‌گین پنج دقیقه دیگه میام، پنج دقیقه‌تون معنیش 3 ساعت دیگه‌ست. اصلا راجب مسائل مهم صحبت نمی‌کنما. چیزای ریز و معمولی، ولی همینا جمع می‌شن می‌شن ناخون روی تخته سیاه روانم. برای مثال بدون هیچ دلیلی یا اینکه من چیزی بخوام می‌گه «امشب این کارو می‌کنم»، اینجوری یه انتظار تو ذهنم شکل می‌گیره، بعد انجامش نمی‌ده. خب نگو! نگو! کسی نخواسته ازت!!!! حرف نزنی نمی‌گن لالی!!!

کاش این مختص یک نفر بود. بارها تو افراد مختلف این رفتارو مشاهده کردم، همه هم مذکر. چتونه؟؟؟؟

ینی تو این دنیا فقط منم که یه حرف می‌زنم احساس می‌کنم رو سنگ حکاکیش کردن و اگه به موقع انجامش ندم بزرگ ترین عذاب وجدان دنیا رو می‌گیرم؟ حتی سر چیزای کوچیک؟؟؟؟؟

+عصبی‌ام. به شدت.

می‌شه یه روز یه رفیق پسر داشته باشم که رفیق بمونیم واقعا؟

کاش رفیق می‌موندیم و همچنان داشتم بهت مشاوره می‌دادم در مورد دخترا. البته فکر کنم کسی هیچوقت واسه رفاقت نمیاد سمتم، یا رابطه یا هیچی، لابد تو برخورد اول خیلی boring به نظر میام؟ نمی‌دونما. همینطوری دارم می‌گم. ولی اینجوری نیست بخدا، باید یخم آب شه و نزدیک شین بهم تا اون روی دلقکمو ببینین.

تِیک ایت اور لیو ایت

آیا می‌شه ذات آدمارو تغییر داد؟ مثلا یکی برونگراست، یکی درونگرا. می‌دونم این مسئله انقدر هم سیاه و سفید نیست و یه طیف داره. ولی فرضا در نظر بگیرین که آدما به همین دو دسته تقسیم می‌شن. دسته‌ای که با روابط اجتماعی انرژیشون پر می‌شه و دسته ای که روابط اجتماعی انرژیشونو خالی می‌کنه و بعد از مقداری معاشرت نیاز به تنهایی برای شارژ شدن دارن. کسایی که همیشه سر صحبت رو اول باز می‌کنن و برای معاشرت داوطلب می‌شن، و در نقطه مقابلشون آدمایی که تا باهاشون حرف نزنی ساکت می‌مونن، ولی اگه باهات خیلی راحت باشن و احساس نزدیکی کنن، می‌تونن خیلی هم پرحرف باشن. آیا می‌شه انتظار داشته باشی پارتنرت که یکی از این دو تاست، خودشو تغییر بده و به اون یکی تبدیل شه؟ اصلا همچین چیزی ممکنه؟ منظورم تظاهر کردن نیست. مثلا یک آدم درونگرا می‌تونه ادای آدمای برونگرا رو در بیاره و خیلی هم اجتماعی به نظر برسه، اما اون کم شدن انرژی رو هیچوقت نمی‌تونه تغییر بده، همیشه نیاز داره که یه تایمی رو تنها بگذرونه تا شارژ شه. این مسئله رو نمی‌شه تغییر داد.